آقای پرطرفدار! من طرفدار شما نیستم

سردر وبلاگ را نگاه کن! نوشته: «… از کار و زندگی‌اش می‌گوید». تا اینجا از کار گفتم. امروز می‌خواهم کمی هم از زندگیم بگویم. چند روز پیش اتفاقی افتاد که من را مجاب کرد تا دیدگاهم را این‌گونه لخت و بی‌تعارف به اشتراک بگذارم. من در میان انبوه پیام‌های تلگرام، صف دراز یک جشن امضا را دیدم؛ صفی برای یک نویسنده. و من احساس کردم باید رک و پوست‌کنده از عقیده‌ام بنویسم.

نوجوان که بودم دلم طرفداری می‌خواست. طرفداری کردن جز علائقم شده بود. بخوانید

به مناسبت روز کتابخوانی: معضلی به نام کتاب مقدس!

تقریبا همه ما غر می‌زنیم که چرا ایرانی‌ها کتاب نمی‌خوانند. جالب است که حتی کتاب‌نخوان‌ها هم در چنین مواقعی درنگ نمی‌کنند و در غر زدن بقیه شریک می‌شوند. چه بسا ریشه همه بی‌فرهنگی‌های مدنی(!) را در پایین بودن سرانه مطالعه جستجو می‌کنند. این غر زدن‌ها پشت و پناهی دارد به وسعت سازمان‌های آماری؛ سازمان‌هایی که معمولا سعی در کم و زیاد کردن عدد سرانه مطالعه در کشور دارند، گاهی به اندازه دو دقیقه در سال (درست به اندازه یک بار مسواک زدن نصفه و نیمه) و گاهی به اندازه ۷۹ دقیقه در روز. بخوانید

بیکاری یا قحطی نیروی کار؟ (بخش آخر)

لب کلام مقالات پیشین این است که مساله بیکاری، بیشتر از هر چیزی معلول شیوه تفکر استخدام دولتی و بی‌کیفیتی (دانشی و مهارتی) نیروهای موجود است.

در شیوه تفکر دولتی افراد توقع دارند که یک سازمان دولتی آنها را استخدام کرده و هر ماه چیزی تحت عنوان حقوق به کارت حقوقشان واریز کند بخوانید

بیکاری یا قحطی نیروی کار؟ (بخش سوم از چهارم)

همه ما می‌دانیم تعداد زیادی جوان جویای کار وجود دارد که هر روز برای یافتن شغل موردنظرشان تلاش می‌کنند. در سمت دیگر به تعداد زیادی سازمان در بخش خصوصی (و گاها دولتی) برمی‌خوریم که دربه‌در(!) به دنبال جذب نیروی کار مناسب و کاربلد هستند تا سیستم ناقص خود را کامل کرده و با بهره‌وری بیشتر به ادامه فعالیت‌های خود مشغول باشند. سوال اینجاست که چه اتفاقی افتاده که دو کفه این ترازو هیچ‌وقت تراز نمی‌شوند؟ بخوانید

بیکاری یا قحطی نیروی کار؟ (بخش دوم از چهارم)

گفتیم که بزرگ‌ترها به ما یاد دادند که خودمان را به یک سازمان دولتی بچسبانیم تا به مدت سی سال از یک حقوق متعادل و مستمر دولتی برخوردار شویم و در عین حال کار طاقت‌فرسایی هم انجام ندهیم. این شیوه تفکر به گونه‌ای در ذهن برخی از افراد نهادینه شده که گاها می‌بینیم برخی رشته‌های تحصیلی، تنها به این دلیل که امکان استخدام دولتی ندارند از گردونه انتخاب کنار گذاشته می‌شوند. بخوانید