ارتباطات یکپارچه بازاریابی

یک آینه قدی را در نظر بگیرید که سقوط کرده و به تکه‌های ریز و درشت تبدیل شده. فرم و اندازه هر یک با دیگری فرق می‌کند اما همگی یک ویژگی مشترک دارند؛ آنها تصویر واحدی از صورت شما را نشان می‌دهند.
ارتباطات یکپارچه بازاریابی (integrated marketing communications) که هم قطاران آن را با نام IMC می‌شناسند داستان مشابهی با مثال فوق دارد. بخوانید

ببخشید! درِ خروج کجاست؟ در باب ارتباطات در مال‌ها و مراکز خرید

قبل از این که بخواهم در مورد پیچیدگی راه‌های خروج (یا بهتر است بگویم فرار) مراکز خرید توضیحی بدهم، بیایید یک دسته‌بندی کلی از ارتباط بین انسان‌ها (در حد متعارف) را مرور کنیم:
۱) ارتباط رفتاری: پیام از طریق رفتار منتقل می‌شود؛ مثلا اخمی، چمشکی، تلخندی، چیزی.
۲) ارتباط کلامی: پیام از طریق گفتار منتقل می‌شود؛ همان حرف و سخن خودمان.
۳) ارتباط کتبی: نوشتار است که پیام ما را به مخاطب می‌رساند؛ مثل همین بلاگ که می‌خوانید.
۴) ارتباط نشانه‌ای: ارتباط از راه علائم، نمادها و پیکتوگرام برقرار می‌شود؛ مثلا تابلوی ورود ممنوع. بخوانید

ارتباطات بازاریابی

گفتیم که ارتباط یعنی مخابره پیام از فرستنده به گیرنده. حال اگر بخواهیم پیام‌های یک برند را به سمع و نظر مخاطبینش برسانیم پای ارتباطات بازاریابی (marketing communication) به بحث باز می‌شود. ارتباطات بازاریابی، که به اختصار و برای راحتی به آن مارکام (marcom/marcomm) نیز می‌گویند، بخوانید

از ارتباط که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم.

یک فرستنده، یک گیرنده و یک پیام که رد و بدل می‌شود. ارتباط چیزی جز این نیست. حال می‌خواهد شفاهی باشد یا غیرشفاهی. توفیری ندارد.
بر سر راه پیام معمولا اختلالاتی قرار گرفته‌اند که مانع وصول تمام و کمال پیام می‌شوند؛ تمام از حیث کمیت و کمال از حیث کیفیت. اگر دستگاه ادراکی گیرنده با فرستنده تفاوت داشته باشد (که معمولا هم دارد) باز هم بخشی از معنای پیام قربانی این اختلاف قومی قبلیه‌ای (!) می‌شود. بخوانید

حرف از ارتباطات شد …

ارتباطات اولین کشف بشر است. این را می‌توان از سنگ‌نوشته‌های دوران پارینه‌سنگی فهمید. انسان‌های اولیه با رسم چند پیکتوگرام (که یک ابزار دقیق ارتباطی به حساب می‌آید) با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند. آنها می‌دانستند هر چیزی که به پیام اصلی اضافه شود زائد است و موجب پارازیت و اختلال در رسانایی می‌شود. بخوانید